خلاصه داستان: کلهپزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر جایگزین نمیکند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین تعلق رنگی است که با مخالفت پدر روبرو میشود. در ادامه یک تصادف منجر به فوت کلهپز و بازگشایی پرونده یک قتل میشود؛ کلهپز داستان حین عبور از عرض خیابان با پژوی سبزرنگی تصادف کرده و در پی این تصادف میمیرد! تنها شاهد اتفاق مردی است تکچشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص دادهاست. اینطوری است که تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده میشوند و این چنین است که داستان وارد فاز کلانتری میشود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل میگردند. تا اینکه …
خلاصه داستان: یک نوجوان یتیم همراه با رباتی مرموز راهی سفری میشود تا برادر گمشدهاش را پیدا کند. در این مسیر، او با یک قاچاقچی و همکار شوخطبعش همراه میشود.
خلاصه داستان: گروهی از افراد که انگیزهای عمیق برای تغییر در درون خود دارند، تصمیم میگیرند از جامعه روی برگردانند. آنها همهچیز را پشت سر میگذارند و آیندهی خود را به سرزمین خشن و دورافتادهی گالاپاگوس گره میزنند.
خلاصه داستان: لحظهای از بیاختیاری، "گائو ژیلی" را به فردی خانهنشین تبدیل میکند، اما هرگز انتظار نداشت که زندگیاش مسیری کاملاً متفاوت را در پیش گیرد. مجموعهای از تغییرات او را وادار میکند تا مسئولیتهایش بهعنوان سرپرست خانواده را بپذیرد. وقتی بار سنگین زندگی بر دوشش میافتد، باید با خود روبهرو شود و زندگی تازهای را آغاز کند.
خلاصه داستان: موفاسا، توله شیری که گمشده و تنها است، با شیری دلسوز به نام تاکا آشنا میشود؛ وارث یک خاندان سلطنتی. این ملاقات تصادفی آغازگر سفری گسترده برای گروهی از طردشدگان است که در جستجوی سرنوشت خود هستند.
خلاصه داستان: ادی و ونوم در حال فرار از چنگال موجودات زمینی و بیگانهای هستند که قصد نابودی آنها را دارند. اما در این میان، با وقوع حوادثی غیرمنتظره، ادی و ونوم ناچار به اتخاذ تصمیمی ویرانگر میشوند که همه چیز را بهکلی دگرگون میکند و...
خلاصه داستان: ادی براک با مصاحبه با یک قاتل سریالی، کلتوس کسادی، که بدن آن به تسخیر "کارنیج" درآمده و از یک اعدام ناموفق از زندان فرار کرده است، تلاش میکند تا حرفه کاری اش را مجددا بدست آورد.
خلاصه داستان: ادی براک، یک خبرنگار بیچاره که به دنبال راهی برای جبران اشتباهات گذشتهاش است، بهطور تصادفی با ونوم، یک موجود بیگانه عجیب و خشن، همزیست میشود. حالا او باید یاد بگیرد که با این هماتاقی وحشی کنار بیاید، در حالی که مانع از اجرای نقشههای دیوانهوار یک سازمان شیطانی میشود.
خلاصه داستان: در جریان خدمت به عنوان یکی از اعضای هیئتمنصفه در یک دادگاه قتل پرمخاطب، جاستین کِمپ، مردی خانوادهدوست، با یک دوراهی اخلاقی جدی مواجه میشود؛ مسئلهای که او میتواند از آن برای تأثیرگذاری بر رأی هیئتمنصفه استفاده کند و احتمالاً متهم را به گناهکار بودن محکوم یا از اتهام تبرئه کند.