خلاصه داستان: یک هوشمصنوعی، پسر بسکتبالیست معروف لبرون جیمز را میرباید و او را مجبور میکند که برای پیروزی در یک مسابقهی بسکتبال با باگز بانی همکاری کند.
خلاصه داستان: یک ملکه جادوگری قدرتمند و ترسناک خاکستری را به بیابان ارواح سرزمین های گمشده در جستجوی یک قدرت جادویی می فرستد ، جایی که جادوگر و راهنمای او ، پسر راننده ، باید از انسان و دیو خارج شود و از آن خارج شود.
خلاصه داستان: یک نیروی ویژهی سابق، در پی انتقام از رهبر فرقهای به نام «بوکوشی» برمیآید؛ کسی که همرزمان پیشین او، گروه شینجا، را فریب داده و به فساد کشانده است. بوکوشی به سربازان بازنشسته وعدهی هدف و امنیت میدهد، اما در واقع چهرهای ویرانگر و خطرناک دارد.
خلاصه داستان: ساکشی باید دختر هفتسالهاش را از قربانی شدن توسط فرقهای شیطانی نجات دهد؛ فرقهای که میخواهد برای رضایت رهبرشان این قربانی را انجام دهد. در این راه، او با خرافات جامعه و وحشتی که همچنان خودش و دختران جوان اطرافش را آزار میدهد، نیز مبارزه میکند.
خلاصه داستان: سام (محمدرضا گلزار) و عَبِد با هم رفقای صمیمی هستند. با گذشت زمان سام به نرگس، خواهر عبد علاقهمند میشود. عبد که قهرمان ورزشی میشود از سام چاقویی را به عنوان هدیه دریافت میکند و وقتی با چاقو ژست میگیرد ابی عکاس از او عکس میگیرد. بعد از مدتی مشخص میشود که...
خلاصه داستان: ترگل که زندگی خانوادگی خوبی ندارد و دلبستهٔ عباس است، اما ناپدریش با ازدواج آنها مخالف است. ترگل از خانه میگریزد و با عباس ازدواج میکند. عباس که قصد دارد برای کار به جزیره کیش برود، ترگل را نزد مادرش به روستا میفرستد…
خلاصه داستان: یک زوج جوان و تحصیلکرده که عازم سفری به خارج از کشور هستند، پس از سالها مشاور خانوادهٔ خود را بهطور اتفاقی در فرودگاه ملاقات میکنند و در مدت زمانی که منتظر پرواز خود هستند، اتفاقات سالهایی از زندگی خود را در مدتی که مشاور آنها در خارج از کشور بود، مرور میکنند.